صبح دانشگاه تهران داد و بيداد بود. از صبح ساعت ده تجمعی برای اعتراض به تغيير رياست دانشگاه تهران مقابل کتابخانه مرکزی برگزار شد. داخل دانشکده تکه کاغذهايی پخش کرده بودند که بياييد تجمع؛ اکثر کلاس‌ها حتی در دانشکده فنی اميرآباد تعطيل شده بودند. من کمی دير خبردار شدم و حدود ساعت دوازده رسيدم ولی فکر می‌کنم قسمت اصلی بلبشو را ديدم. حدود هزار نفر مقابل کتابخانه مرکزی جمع شده بودند و شعار می‌دادند «زئيس انتخابی، استعفا،استعفا» «دانشجو می‌ميرد، ذلت نمی‌پذيرد» «اساتيد باغيرت، حمايت، حمايت» و مشابهات. يکی دو پلاکارد هم بود «دولت نظامی، رئيس روحاني». داخل کتابخانه مراسم توديع دکتر فرجی‌دانا و معارفه آيت‌الله زنجانی بود. وقتی دکتر فرجی‌دانا بعد از اتمام مراسم از ساختمان خارج شد دانشجويان برايش راه باز کردند «فرجی، دوست داريم». همه منتظر بودند زنجانی بيرون بيايد و حتی يک دو معمم ديگر را با او اشتباه گرفتند. وقتی زنجانی از ساختمان خارجی شد با هو و سوت به استقبالش رفتند و تقريباً راه خروج نمی‌دادند «زنجانی حيا کن، رياست رو رها کن» زنجانی و همراهانش بالاخره راهی به بيرون پيدا کردند و به سمت در غربی دانشگاه رفتند، جماعت هم هم‌چنان سوت‌زنان و شعارگويان به دنبالشان. اين تعقيب و گريز تا درب غربی دانشگاه ادامه يافت و در نهايت با خارج شدن زنجانی از دانشگاه و پناه گرفتنش در دفتر نهاد نمايندگی رهبری در آن‌طرف خيابان 16 آذر تمام شد. همه همانجا پشت ميله‌های دانشگاه ماندند و سرود خواندند. بعد هم تصميم گرفتند برگردند مقابل کتابخانه مرکزی، «استقلال، آزادی، رئيس انتخابي». از آنجا به بعدش را بر خلاف ميلم نتوانستم بمانم و رفتم. بيرون دانشگاه همه‌چيز آرام به نظر می‌رسيد.

پی‌نوشت: به اعتقاد من شعارها يکی از ماندگارترين نشانه‌های جنبش‌ها هستند، کمی شعار با سس فرانسوی بعد از شام خوشايند است.


گفته‌ها:

دم دانشگاه تهراني ها گرم! :)

در ۱۲ آذر ۱۳۸۴، ۲:۴۸ صبح


تا اطلاع ثانوي زنده باد دانشگاه آزاد آسلامي((:!!

بچه معمار در ۹ آذر ۱۳۸۴، ۱۱:۲۴ صبح


سلام
خوب اينده روشنی داريم دولت نظا می رئيس روحانی!
موفق باشيد

علی در ۹ آذر ۱۳۸۴، ۱:۱۶ صبح


دانشگاه مادر بيچاره به چه پيسي اي افتاده!

تنهايی پر هياهو در ۸ آذر ۱۳۸۴، ۱:۵۷ صبح


سلام

ارام در ۸ آذر ۱۳۸۴، ۱:۰۷ صبح


چه شونزده آذري بشه ....

mahya در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۷:۰۱ بعدازظهر


وقتي به تيكه حدود هزار نفر معترض رسيدم واقعا متاسف شدم.توي دانشگاه ما حتي 100 نفر از پنج هزار نفر هم نمي دونند رئيس فعلي دانشگاهمون كيه و الان چرا استعفا داده.

monaliza در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۳:۵۴ بعدازظهر


امين عزيز، چشم اضافه می‌کنيم، البته منظور من اين نبود که اين تجمع يک جنبش بود، شايد کلمه را نارسا انتخاب کرده‌ام.

پيکوفسکی در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۱:۳۳ بعدازظهر


ميرزاجان، ممنون از لينک‌ات. راست‌اش ديروز بيشتر از ۲۴ ساعت گذشته از پستِ آن مطلب هيت‌ها را نگاه کردم، ۹ مراجعه بيشتر به آن مطلب نشده بود. حرصم داشت در می‌آمد که اينهمه زور زده‌ام و هيچکس مايل به خواندن نيست. بدتر اينکه اينهمه شعارِ خدا، و هيچکس حوصله ندارد حتی برايِ خنده بخواندشان.

اميدِ ميلانی در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۹:۵۲ صبح


ممنون از گزارش پرشورت ميرزا جان.

هاله در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۶:۲۱ صبح


«جنبش؟ کدام جنبش؟»
اين را هم به شعارهای جنبش‌تان اضافه کنيد!

به نظر من تأکيد روی انتصابی بودن طرف باشد بهتر است تا تأکيد بر روحانی بودن طرف. اگر انتصابي نبود روحاني انتخاب نمي شد.

امين در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۵:۱۷ صبح


ياشا...

تيله‌باز در ۷ آذر ۱۳۸۴، ۲:۲۹ صبح


صبح دانشگاه تهران داد و بیداد بود. از صبح ساعت ده تجمعی برای اعتراض به تغییر ریاست دانشگاه تهران مقابل کتابخانه مرکزی برگزار شد. داخل دانشکده تکه کاغذهایی پخش کرده بودند که بیایید تجمع؛ اکثر کلاس‌ها حتی در دانشکده فنی امیرآباد تعطیل شده بودند. من کمی دیر خبردار شدم و حدود ساعت دوازده رسیدم ولی فکر می‌کنم قسمت اصلی بلبشو را دیدم. حدود هزار نفر مقابل کتابخانه مرکزی جمع شده بودند و شعار می‌دادند «زئیس انتخابی، استعفا،استعفا» «دانشجو می‌میرد، ذلت نمی‌پذیرد» «اساتید باغیرت، حمایت، حمایت» و مشابهات. یکی دو پلاکارد هم بود «دولت نظامی، رئیس روحانی». داخل کتابخانه مراسم تودیع دکتر فرجی‌دانا و معارفه آیت‌الله زنجانی بود. وقتی دکتر فرجی‌دانا بعد از اتمام مراسم از ساختمان خارج شد دانشجویان برایش راه باز کردند «فرجی، دوست داریم». همه منتظر بودند زنجانی بیرون بیاید و حتی یک دو معمم دیگر را با او اشتباه گرفتند. وقتی زنجانی از ساختمان خارجی شد با هو و سوت به استقبالش رفتند و تقریباً راه خروج نمی‌دادند «زنجانی حیا کن، ریاست رو رها کن» زنجانی و همراهانش بالاخره راهی به بیرون پیدا کردند و به سمت در غربی دانشگاه رفتند، جماعت هم هم‌چنان سوت‌زنان و شعارگویان به دنبالشان. این تعقیب و گریز تا درب غربی دانشگاه ادامه یافت و در نهایت با خارج شدن زنجانی از دانشگاه و پناه گرفتنش در دفتر نهاد نمایندگی رهبری در آن‌طرف خیابان 16 آذر تمام شد. همه همانجا پشت میله‌های دانشگاه ماندند و سرود خواندند. بعد هم تصمیم گرفتند برگردند مقابل کتابخانه مرکزی، «استقلال، آزادی، رئیس انتخابی». از آنجا به بعدش را بر خلاف میلم نتوانستم بمانم و رفتم. بیرون دانشگاه همه‌چیز آرام به نظر می‌رسید.

پی‌نوشت: به اعتقاد من شعارها یکی از ماندگارترین نشانه‌های جنبش‌ها هستند، کمی شعار با سس فرانسوی بعد از شام خوشایند است.