با اساماس درددل میکنيم،
در وبلاگ ناگفتنیها را مینويسيم،
پای تلفن ساکت میمانيم.
|
و هر روز جراتمان برای عذرخواهی کمتر می شود و هراس از جدايی ، هر روز از هم دورترمان می کند. |
|
راست می گويی!گاهی فکر می کنم اگر نگاشتن را از ما بگيرند ناگفته ها در عميق دلها تا هماره ها جاويدان می مانند... |
|
گاهی که پشت فرمان زنگ میزنی، لابد سکوت بهترين جواب است تا رانندهی ماشين پشت سر «جلو به عقب» نشود. باقی وقتها را نمیدانم. |
|
نادر ابراهيمي در جايي گفته: غم عميق است اما شادي از آن هم عميق تر است... |
|
و انتظار داريم منظورمان را بفهمند!! |
|
راه نفوذ در دل ديگران دانستن آرزوهايشان است. |
|
با اساماس درددل نمیکنيم، |
|
آي گفتي http://360.yahoo.com/profile-1fBDYzgieqMtYI0PEfCRyImewg--?cq=1 خوشحال مي شم بهم سر بزني |
|
واقعا اين پستت رو درک کردم. تا بعد.. |
|
شايد چون صداهامون ناخودآگاه زيادی شادتر از خودمونن و نمی تونيم باهاشون حرف جدی بزنيم! |
|
ميرزا: |
|
و احتمالا وقتي همديگرو تو خيابون ببينيم رو برميگردونيم.بشر موجود غريبيه ميرزا. |