1) مهدی‌خان جامی يکی از اصحاب مشهور وبلاگستان است، يا به قول الپر يکی از شخصيت‌ها. عموماً شخصيت‌ها هم دافعه زياد دارند هم جاذبه، هم دوست زياد دارند هم دشمن، مهدی‌خان هم از اين روال خارج نيست. مستقل از اينکه با همه‌ی نظرات مهدی‌خان موافق باشيد يا نه، بايد دست مريزادی گفت بابت راديو زمانه‌اش. مهم برای من راه‌انداختن راديو نيست، مهم اين است که با تکيه به چه گروهی راهش می‌اندازيد. مهدی‌خان وبلاگستان را بسيار جدی بررسی می‌کند البته نه مانند سياسيون به عنوان گروهی هوادار. از ديد فرهنگی معتقد است وبلاگستان پتانسيل بسيار زيادی دارد. در برابر وقايع وبلاگستان از ريز و درشت موضع می‌گيرد، نقد می‌کند (برای مثال مهدی‌خان اولين منتقد هزارتو بود). مهدی‌خان سعی دارد آن پتانسيل بالقوه را بالفعل کند؛ به نظر می‌رسد نقش اهل وبلاگستان در راديو زمانه پررنگ باشد. گمانم موفق هم بشود، چون وبلاگستان بستر بسيار مناسبی است برای تجربه کردن و پخته شدن و در حاشيه اين شهر مجازی بسياری هستند که بايد کشف شوند.

2) در جوامع ايرانی قبول مسؤوليت شجاعت می‌خواهد. چون به محض اينکه از لاک خود بيرون آمديد و چيزی برای عرضه توليد کرديد حملات شروع می‌شوند. هر کس خرده حسابی با شما دارد يا با مادرش قهر کرده است می‌آيد می‌کوبدتان. آن قدر فحش و ناسزا می‌شنويد که چند نقد سازنده هم در آن ميان می‌سوزند. می‌دانم هنوز راديو کارش را شروع نکرده آن‌ها اراجيف‌شان را آماده کرده‌اند. جالب نوشته‌ی يکی بود چند روز قبل خواندم که هنوز معلوم نشده اين راديو چه می‌خواهد بگويد شروع کرده به داد و هوار که اين‌ها شريعتی‌چی هستند و غيره. تازه بر فرض هستند، کسی جلوی شما را گرفته است برويد برای خودتان يک راديو بزنيد، يا حداقل يک پادکست؟ اميدوارم چرنديات تنگ‌نظران دست‌اندرکاران راديو را نااميد نکند.

3) ما در وب فارسی يک پرتال درست حسابی نداريم. صفحه‌ای که بشود کردش صفحه اول مرورگر نداريم. سايت‌های بسيار پرکار و باارزشی مانند هفتان (اين همين يکی دو روز پيش يک‌ساله شد) داريم ولی اين‌ها پرتال نيستند، شايد صفحه اول بی‌بی‌سی را با کمی اغماض بشود يک پرتال دانست. سايت راديو زمانه به نظر تصميم دارد تبديل به يک پرتال شود، هر چند هنوز نواقصی دارد و به نظر من طراحی صفحه‌اش کمی پر سر و صدا است ولی کانديدای خوبی برای پرتال وب فارسی است. اميدوارم رها نشود و چه از لحاظ تکنيکی و جه از لحاظ محتوايی بهترش کنند.

4) دست‌آخر يک خسته نباشيد به تمام کسانی که مشغول راه‌انداختن راديو زمانه هستند، می‌توانم حدس بزنم چه کار طاقت‌فرسايی است، ولی يقين دارم به زحمتش خواهد ارزيد.


گفته‌ها:

آقا حسابی چوبکاری کرديد! آن بخش مربوط به جامی اش را قلم بگير و بعد هم دستی بالا بزن و بيا کمک. کار بايد خود گواه باشد. اين کار هم که از اساس اصلا کار جمعی است. اعتبارش را پای من گذاشتن روا نيست. در باره طرح سايت هم لطف می کنی اگر در يادداشتی برای من پيشنهادهايت را بنويسی. حتما لحاظ خواهد شد.

سيبستان در ۲۱ مرداد ۱۳۸۵، ۴:۰۲ صبح


بله. خيلی بهش اميدوار هستيم. کارشون همت زيادی می طلبه و اميدوارم تنگ نظری ها مخل پيشرفت شون نشه. متشکر از اين يادداشت خوب.

از زندگی در ۲۰ مرداد ۱۳۸۵، ۸:۳۵ صبح


on the same subject...

http://justinput.blogspot.com/2006/08/blog-post_10.html

Justin در ۱۹ مرداد ۱۳۸۵، ۲:۴۶ بعدازظهر


اجرشان با امام زمان !!!

محسن در ۱۹ مرداد ۱۳۸۵، ۷:۴۲ صبح


1) مهدی‌خان جامی یکی از اصحاب مشهور وبلاگستان است، یا به قول الپر یکی از شخصیت‌ها. عموماً شخصیت‌ها هم دافعه زیاد دارند هم جاذبه، هم دوست زیاد دارند هم دشمن، مهدی‌خان هم از این روال خارج نیست. مستقل از اینکه با همه‌ی نظرات مهدی‌خان موافق باشید یا نه، باید دست مریزادی گفت بابت رادیو زمانه‌اش. مهم برای من راه‌انداختن رادیو نیست، مهم این است که با تکیه به چه گروهی راهش می‌اندازید. مهدی‌خان وبلاگستان را بسیار جدی بررسی می‌کند البته نه مانند سیاسیون به عنوان گروهی هوادار. از دید فرهنگی معتقد است وبلاگستان پتانسیل بسیار زیادی دارد. در برابر وقایع وبلاگستان از ریز و درشت موضع می‌گیرد، نقد می‌کند (برای مثال مهدی‌خان اولین منتقد هزارتو بود). مهدی‌خان سعی دارد آن پتانسیل بالقوه را بالفعل کند؛ به نظر می‌رسد نقش اهل وبلاگستان در رادیو زمانه پررنگ باشد. گمانم موفق هم بشود، چون وبلاگستان بستر بسیار مناسبی است برای تجربه کردن و پخته شدن و در حاشیه این شهر مجازی بسیاری هستند که باید کشف شوند.

2) در جوامع ایرانی قبول مسؤولیت شجاعت می‌خواهد. چون به محض اینکه از لاک خود بیرون آمدید و چیزی برای عرضه تولید کردید حملات شروع می‌شوند. هر کس خرده حسابی با شما دارد یا با مادرش قهر کرده است می‌آید می‌کوبدتان. آن قدر فحش و ناسزا می‌شنوید که چند نقد سازنده هم در آن میان می‌سوزند. می‌دانم هنوز رادیو کارش را شروع نکرده آن‌ها اراجیف‌شان را آماده کرده‌اند. جالب نوشته‌ی یکی بود چند روز قبل خواندم که هنوز معلوم نشده این رادیو چه می‌خواهد بگوید شروع کرده به داد و هوار که این‌ها شریعتی‌چی هستند و غیره. تازه بر فرض هستند، کسی جلوی شما را گرفته است بروید برای خودتان یک رادیو بزنید، یا حداقل یک پادکست؟ امیدوارم چرندیات تنگ‌نظران دست‌اندرکاران رادیو را ناامید نکند.

3) ما در وب فارسی یک پرتال درست حسابی نداریم. صفحه‌ای که بشود کردش صفحه اول مرورگر نداریم. سایت‌های بسیار پرکار و باارزشی مانند هفتان (این همین یکی دو روز پیش یک‌ساله شد) داریم ولی این‌ها پرتال نیستند، شاید صفحه اول بی‌بی‌سی را با کمی اغماض بشود یک پرتال دانست. سایت رادیو زمانه به نظر تصمیم دارد تبدیل به یک پرتال شود، هر چند هنوز نواقصی دارد و به نظر من طراحی صفحه‌اش کمی پر سر و صدا است ولی کاندیدای خوبی برای پرتال وب فارسی است. امیدوارم رها نشود و چه از لحاظ تکنیکی و جه از لحاظ محتوایی بهترش کنند.

4) دست‌آخر یک خسته نباشید به تمام کسانی که مشغول راه‌انداختن رادیو زمانه هستند، می‌توانم حدس بزنم چه کار طاقت‌فرسایی است، ولی یقین دارم به زحمتش خواهد ارزید.