میخواستم دو پاراگراف آخر «جهنم-بهشت» جومپا لاهيری را از کتاب «خوبی خدا» بياورم ولی حيفم آمد حتی از يک نفر لذت خواندن بار اولش از روی کتاب را بگيرم. دو سه داستان کتاب واقعاً از ديد من زيبا بودند، فلامينگو، جهنم-بهشت و زنبورها بخش اول. داستانهايی بودند که فقط قصد روايت داشتند، نه حينشان نه اتفاق خاصی میافتاد، نه جای آسمان و زمين عوض میشد و نه چيز ديگر. روايتهايی بودند ساده، زيبا، دلنشين. ترجمهی روان اميرمهدیخان حقيقت هم متناسب با داستانها ساده و بیپيرايه بود. کتاب زيبايی است برای خواندن و لذت بردن و هديه دادن.