اينجا شانگهای. ما يک چنين جايی نديده بوديم. اگر پکن يک شهر کوتاه با خيابانهای بسيار بسيار عريض و طراحی شهری بسيار عالی بود٬ همهجای شانگهای برجهای بلند و خيابانهای باريک و شلوغ. يعنی به هيچجای اروپا شبيه نيست و آگاهان میگويند مانهتان يک چنين جايی است. آنقدر برج زيبا ديدهايم که سير شدهايم. يک رودخانهای از اين وسط میگذرد که شبها دو طرفش رو نورانی میکنند و خلاصه شبها بسيار رنگارنگ هستند. پکن خيابانی داشت به اسم وانگفوجينگ که مرکز خريدش بود و آن کنارش عقرب میپختند و حالمان را به هم میريختند. مشابهش اينجا نانجينگ است و بسيار مجللتر و زندهتر از آن. به طور کلی اينجا به نظر زيباتر میآيد. ديروز عصر با هواپيما وارد شديم و از فرودگاه خارج شده يک هوای گرم و سنگين به استقبالمان آمد٬ انگار کيش است يا دبی. راهنمايمان هم در ترافيک گير کرده بود نرسيد. اميدوارم اين يکی کمی انگليسیاش بهتر باشد بشود در مورد نوشتار چينی کمی بحث کرد.
عرض هست٬ وقت نيست.
|
سلام ميرزا جان، من هميشه وبلاگت رو مي خونم ولي تا حالا پيغامي نذاشته بودم. حالا ديدم كه اومدي طرفاي ما. من چيندائو هستم اگه مسيرت خورد يه سري بزن راجع به نوشتار چيني هم برات توضيح مي دم. |