امروز اولين برف آمد. لابد می‌دانيد، وقتی اولين برف می‌آيد بايد کسی را پيدا کنيد بگوييد برف دارد می‌آيد، حتی اگر قرار باشد برود آن‌طرف دنيا.


گفته‌ها:

نع ! بايد بگي " برف نو ! برف نو ! "

آرزو در ۱۲ آذر ۱۳۸۵، ۲:۲۱ بعدازظهر


گشتم من از تو مست، يعني غافل
شد از تو خراب خانه ام، يعني دل
افتاد دلم بر آب ، يعني به سرشك
دودي شد و رفت ، گشت يعني زائل

afsane در ۱۱ آذر ۱۳۸۵، ۹:۲۳ بعدازظهر


براي اولين بار برف از شرق به غرب باريد .ديروز اينجا داشت برف مي باريد ...

پسر وسطی در ۱۱ آذر ۱۳۸۵، ۷:۲۵ بعدازظهر


من دلم مي خواست اولين برف تو شهر من هم امروز مي باريد.
جالبه كه هر روزحرفي براي گفتن داري

ماهيار در ۱۱ آذر ۱۳۸۵، ۲:۲۳ بعدازظهر


دلم براي برف تنگ شده. براي صداي برف.

Mahsheed در ۱۰ آذر ۱۳۸۵، ۱۰:۲۸ بعدازظهر


من كسي رو پيدا نكردم كه بهش بگم و واسه همين احساس كردم كه اين برف اصلا فايده نداره.

پری در ۱۰ آذر ۱۳۸۵، ۸:۳۶ بعدازظهر


خوب اينوری ها به اين ميگن "کو اينسيدنس"!
همزمان هم درشهرمادری من اولين برف باريد وهم درشهری که الان هستم.
عکساشو هم گرفتم، دوست داشتی بيا ببين.

NeghNeghoo در ۱۰ آذر ۱۳۸۵، ۴:۳۷ صبح


به ميرزا: برادر جام اينجوريا نيست. با برف اول حتما بايد كاري كني كه سينه پهلو كني تا تبرك بشه رفيق.
به پرستو: شما كجاي تهرانيد كه برف اومده؟ اينورا كي خبري از برف نبوده. امان از بالاي شهر كه حتي نزولات جوي هم مال شماست. ما فقير فقرا حتي مردن هم به آسوني گيرمون نمياد.

امضا در ۱۰ آذر ۱۳۸۵، ۲:۴۶ صبح


گفتم: هی، راستی، امروز صبح اولين برفِ تهران اومد. ساعت اون نيمه شبِ ديشبِ من بود.
خوشحال شدم از اين که به ش گفتم اما يه جورايی تلخ بود ميرزا جان.

پرستو در ۱۰ آذر ۱۳۸۵، ۲:۰۹ صبح


امروز اولین برف آمد. لابد می‌دانید، وقتی اولین برف می‌آید باید کسی را پیدا کنید بگویید برف دارد می‌آید، حتی اگر قرار باشد برود آن‌طرف دنیا.