امروز اولين برف آمد. لابد میدانيد، وقتی اولين برف میآيد بايد کسی را پيدا کنيد بگوييد برف دارد میآيد، حتی اگر قرار باشد برود آنطرف دنيا.
|
گشتم من از تو مست، يعني غافل |
|
براي اولين بار برف از شرق به غرب باريد .ديروز اينجا داشت برف مي باريد ... |
|
من دلم مي خواست اولين برف تو شهر من هم امروز مي باريد. |
|
من كسي رو پيدا نكردم كه بهش بگم و واسه همين احساس كردم كه اين برف اصلا فايده نداره. |
|
خوب اينوری ها به اين ميگن "کو اينسيدنس"! |
|
به ميرزا: برادر جام اينجوريا نيست. با برف اول حتما بايد كاري كني كه سينه پهلو كني تا تبرك بشه رفيق. |
|
گفتم: هی، راستی، امروز صبح اولين برفِ تهران اومد. ساعت اون نيمه شبِ ديشبِ من بود. |