اين انتخابات سرم شلوغ بود و نرسيدم زياد بروم ستاد و اين هفته آخر عصرها سر میزدم و گهگاه کمکی میرسيدم بکنم. امروز عصر تاجزاده در ستاد بود و يکی دو ساعتی حرف زد. از گفتههايش و شنيدههايم در اين يک هفته نوشته زير را بيرون کشيدم. شايد نوشته کمی آشفته شود، چون واقعاً وقت ندارم مرتبش کنم.
احمدینژاد چيزی است که همهمان درش مانديم، هديهای است از طرف تحريمیها و اصلاحطلبان چندپاره. در اين يک سال تيشه به ريشه کشور زده است و در سياست خارجی کار را به جايی کشيده است که خودش هم ترسش برداشته است، اقتصاد را فلج کرده است (ديروز اعلام شد نرخ تورم آذر پارسال تا امسال سی درصد است) و چنان آشوبی به پا کرده است که آينده که سهل است، از فردا نمیشود مطمئن بود. اگر کسی از تحريمیها بعد از اين يک سال هنوز معتقد به تحريم است واقعاً بايد در بحث با او شروع کرد که آقا دو بهعلاوه دو چهار میشود يا خير. تحريم يک انتخاب در انتخابات است ولی وقتی اصلاً انتخاباتی در کار باشد. اين عمل انفعالی وقتی مهم است که واقعاً قرار باشد کسی به نتيجهاش توجه کند. تحريم در ايران شبيه پلاکارد No War only Love بلند کردن وسط نسلکشیهای دارفور است. قوانين صلح در جنگ جواب نمیدهند. تحريم وقتی معنی دارد که در جنگ سياسی نباشيم. يکی میگفت من احساس میکنم به شعورم توهين میکنم وقتی در اين انتخابات غير آزاد شرکت میکنند. آقا وقتی يک آمريکا يک بمب ريزهميزه در راستای فرمايشات رئيسجمهورت روی سرت انداخت کمتر به شعورت توهين میشود؟ انتخابات در اين مملکت يک ژست يا وظيفه شهروندی نيست، يک جنگ برای حق حيات است، برای حق نفس کشيدن، برای زنده ماندن. میگويند سال بعد وقتی آمريکا عراق را ترک کند عراق تجزيه خواهد شد و آن وقت گمان میکنيد اين دولت بتواند خوزستان (منبع درآمد اين مملکت) و کردستان را جزو ايران نگاه دارد؟ امروز جمهوری اسلامی و ايران يک چيز هستند، اگر جمهوری اسلامی از بين برود ايران نيز همراهش از بين خواهد رفت. گويا (مطمئن نيستم) داريوش همايون جايی گفته بوده است اگر قرار باشد بقای ايران به بقای آخوندها وابسته باشد من خودم از آنها حمايت خواهم کرد، اگر همايون اين را میگويد گمانم تکليف من و شما روشن است.
اصلاحطلبان کاری کردند که انتظار نمیرفت بتوانند، با تمام چندپارگیشان توانستند حرفهای عمل کنند و ائتلاف کنند و حتی کروبی را راضی کنند به سه نفر. تقسيم وظايف را هم حداقل روی کاغذ خوب انجام دادند و جذب نيرو را دادند به مشارکت و گويا مديريت نيرو را به مجاهدين و تبليغات را به کارگزاران، هر چند در عمل خيلی هم عالی عمل نشد و مثل انتخابات پارسال پول کم بود و به اعتراف خود کارگزارانیها حتی يک سوم قاليبافیها (چه رسد به احمدینژادیها) نتوانستند بنر و پوستر آماده کنند. باز انگار مشکلات هميشگی کم بود عدم شناخت مردم از اينکه خاتمی در اين انتخابات ليست دارد هم اضافه شد. يکی به شوخی میگفت خاتمی در خبرگان رای اول را میآورد چون مردم فکر میکنند خودش کانديدا شده است.
نظرسنجیها میگويند مشارکت در تهران حدود 33 درصد است. حدود 31 درصد ليست احمدینژاد، 28 درصد اصلاحطلبان و 20 درصد قاليباف رای خواهد آورد. اين يعنی اينکه مردم حتی اگر ليستی رای بدهند باز نتيجه يک شورای تلفيقی خواهد بود. میگويند سه چهار نفر اصلاحطلب در شورا خواهد بود. بررسی اين درصدها يک نتيجه مشخص دارد، حتی هزار رای هم مهم خواهد بود. هر چقدر اصلاحطلب بيشتری در شورا باشد اصلاحات بيشتر زنده خواهد شد برای انتخابات مجلس. در شورای دوم تاجزاده با بيست هزار رای فاصله نفر شانزدهم شد، اگر پانزدهم میشد و میرفت شورا شايد جايی که امروز ايستادهايم نبوديم. برای همين میگويم بايد رفت و رای داد.
خبرگان را نبايد فراموش کنيم. درست است آنجا چنان قلع و قمعی کردهاند که به سختی کسی میشود پيدا کرد که قابل رای دادن باشد ولی نبايد فراموش کرد دوره اين خبرگان 9 سال خواهد بود و ممکن است خبرگانی باشد که رهبر تعيين کند و تصور کنيد اين خبرگان يک دست در خدمت مصباح باشد. برای همين بايد رفت به هاشمی و روحاين و توسلی و موسوی تبريزی و امثالهم رای داد تا حداقل کورسويی از اميد باقی بماند. به نظر من خبرگان از شورا مهمتر است.
اصلاحطلبان نمايندگان واقعی من نيستند، هرگز نبودهاند. ولی حداقل برای نابودی من قدمی برنداشتهاند، درست است پی ايدهآلهای من نرفتند و نخواهند رفت ولی حداقل عليه آنها نيز نخواهند بود. شايد روزی آلترناتيوی بهتر از آنها پيدا کنيم ولی امروز کسی جز آنها نيست. باخت آنها باخت من نيز خواهد بود. باخت در اين انتخابات يعنی نابودی، يعنی از دست رفتن آخرين قطره اميد اصلاحات که خاتمی است. خواهش میکنم فردا برويد در هر دو انتخابات رای دهيد. تماشاگر باقی نمانيد.
|
اگر فرصت داشتيد حرفهای يک تحريمی را در zirebaran.blogfa.comا بخوانيد. |
|
اولاً هيچكس در انتخابات شوراها از تحريم حرف نمي زند چون ماهيت آن با بقيه انتخاباتها فرق دارد. دوماً تقلب در انتخابات بيداد مي كند اين آقايون اصلاح طلب آن زمان كه مجري انتخابات بودند جا زدند واب به الان مگر عقلمان را از دست داده ايم كه مرتب راه رفته را امتحان كنيم اون هم حالا كه همه چيز دسات آنها است. سوماً كي گفته آمريكا مي خواد به ايران حمله كنه؟ اين شلوغ بازي شما اصلاح طلبها است كه مردم را مي ترسونين تا بين بمب يا احمدي نژاد مخوف و شما يكي را انتخاب كنند! تا كي مي خواين با سوء استفاده از ترس از ديگران از مردم راي بگيرين؟ ديدين كه سودي هم نداشت و نتايج معلوم است. سعي كنين برنامه داشته باشين و از توبره و آخور خوردن را تمام كنين! يه روز هر چه از دهنتان در مي آمد به هاشمي مي گفتين حالا اميد اصلاح طلبها شده ايضاً كروبي! |
|
دوستان عزيز! آيا اين تحريميان بودند که در شورای اول با شهردار منتخب خود آقای الويری به توافق نرسيدند وباعث انحلال زود هنگام شورای شهر تهران شدند؟ آيا اين تحريميان بودند که با حکم حکومتی در مجلس ششم از طرح لايحه اصلاح مطبوعات جلوگيری کردند؟ آيا اين تحريميان بودند که مانع ازتصويب طرح اختيارات آقای خاتمی درزمان رياست ايشان بر قوه به اصطلاح مجريه شدند؟وآيا تحريميان به ايشان گفتند برای حفظ نظام وولايت سکوت کنند؟ آيا اين تحريميان بودند که به مردم گفتند به دليل سوء استفاده دشمن از حضوردر محل تحصن نمايندگان مجلس خودداری ورزند. آيا اين تحريميان بودند که آقای عبدالله نوری را به زندان روانه کرده وباز هم سکوت کردند؟ آيا اين تحريميان بودند که حکم توقيف ۸۴ روزنامه وحکم دستگيری دانشجويان و نويسندگان ووبلاگ نويسان را صادر نمودند وفقط به بيان بستن فله ای بستن مطبوعات اشاره کرند؟ آيا اين تحريميان بودند که پرونده قتلهای زنجيره ای را مختومه اعلام کردند؟ آيا اين تحريميان بوده ويا هستند که خواهان سر پوش گذاشتن بر قتل زهرا کاظمی هستند؟ آيا اين تحريميان بودند که گفتند اگر کانديد ما رد صلاحيت شود،درانتخابات شرکت نمی کنيم ولی با حکم حکومتی در انتخاباتی که از پيش نتيجه آن مشخص بود شرکت کردند؟ آيا اين تحريميان بودند که از مطالبات داشجويان حمايت نکردند و درقبال زندانيان سياسی غير خودی سکوت می کنند؟ دوستان عزيز، دوستان عزيز،ما انسانيم واين حق ماست که حتی اگر خود نيز شاهد آن نباشيم ،روزی از فرهنگ گزينش بين "بدتر" و"بد" عبور کنيم و اگر هنوز در خود اين توانائی را سراغ داريم،انرژی خود را صرف گزينه ارتباط با مردم وعبور ازتنگنا های اين ارتباط قرار دهيم وفراموش نکنيم که حکومت دينی حاکم بعنوان پديده ای جديد، قابل قياس با ترکيه،شيلی و...... نيست .همانگونه که با طالبان نيست. فراموش نکنيم که ما به استبداد و حلقه تنگ آن پاسخگو نيستيم.ما پاسخگو به مردم و تاريخ آينده هستيم. |
|
tashviiiiiiiiigh ,merci vaghean khastegim dar raft az bas ke kolii bahso jadal kardam ke baba bayad beyne bado badtar bad ro entekhab kard be omide movafaghiat |
|
من به اصلاح طلبان رای دادم. چندين نفر رو هم تشويق کردم که به اصلاح طلبان رای بدهند و خوشبختانه موثر واقع شد. |
|
ببين به کجا رسيديم که بايد از کسی که کاری به کارمان ندارد؛ حداقل برای نابودی ما قدمی برنداشته؛ بايد خوشحال باشيم. |
|
...خواجه در بند نقش ايوان است |
|
انتخابات میتواند توازن قدرت را حفظ کند. همين. و همين کم دستآوردی نيست. در واقع: دشمنِ دشمنِ من، لزوماً دوست من نيست، ولی ضامن آسايش من که هست. |
|
دوست من، وضع آنچنان بدتر يا بهتر از دورههاي پيشين نيست و من در عجبام از اينگونه قضاوتهايي که ميکني. بحران سياست خارجي در زمان خاتمي و با اعلام غنيسازي اوج گرفت. او رييس دولت بود که ما در بحران فرو رفتيم، احمدينژاد تنها دولت بحران را تحويل گرفت. آزادي اجتماعي در دورهي او کماکان تفاوتي نکرده است. دربارهي سياستهاي اقتصادي او بايد بگويم که البته هرگونه اعمال سياست انقلابي در اقتصاد ميتواند خطرناک باشد اما دو امر را نبايد از نظر دور داشت يکام آنکه رييسجمهور منتخب مردم است و معنا ندارد از او انتظار داشته باشيم راي بياورد و نظر رقيب را پياده کند و دوم آنکه در جمهوري اسلامي سياستهاي کلان اقتصادي و البته سياسي بهصورت مشورتي و از بالا اتخاذ ميشود که رييسجمهور عضوي از جمع تصميمگيرنده است اما نميتواند بهتنهايي آن تصميم را برهم بزند. در مورد تجزيه شدن کشور جاي کمترين نگراني نيست. عراق خود کشوري جعلي است که اتحاد ايالتهاي آن آن مسخره و مديون بريتانيا است با اين حال بهزور هم که شده متحد نگاهاش داشتهاند و ميدارند چراکه در دنياي سياست بينالملل پر است از سيگنالهايي از اين دست مخاطبهاي خاص خود را دارد. تجزيهي عراق يعني شکست سياست خاورميانهي بزرگ و حفظ اتحاد عراق فرستادن اين سيگنال به ايرانيها و ديگران است که نگران تجزيهطلبي و ترسيم مجدد مرزها نباشيد، غرض تنها دمکراتيزه کردن خاورميانه است و نه انقلابهاي بزرگ و بههم ريختن همه چيز. تجزيهي عراق يعني همانکه گفتي، اتحاد همه حتا سلطنتطلبان که در سنا و مجلس نمايندگان امريکا نفوذ دارند بر سر استحکام جمهوري اسلامي مروج تروريسم و دشمن امريکا. عراقيزاسيون (آزادسازي و دمکراتيزاسيون با روش نظامي) در واقع درست معکوس بالکانيزاسيون بود و اگر توجه کنيم سيگنالهاي بسيار قوي امريکا و انگليس را ميتوان رمزگشايي کنيم و نگراني از تجزيه نداشته باشيم. در مجموع وضعيت اضطراري رخ نداده است که به ديو پناه ببريم از دست ابليس. ---------- |
|
سلام محمد جان آقا قشنگ مي نويسي . مشتريتم. ديروز ديدم كه دانيال لشكري وبلاگ داره و جالب بود واسم. تو مي دونستي؟ |
|
ميرزا جان چه کردی که بلاگ رولينگ پارتی بازی ميکنه برات؟ -------------------- |
|
سلام جناب پيكوفسكي! مساله اي كه در مورد خروج نيروهاي آمريكايي از عراق و جنگ داخلي در آنجا و نهايتا تجزيه عراق و تاثير رنجبار آن بر شرايط ايران نكته بسيار مهم و قابل تاملي است كه به شدت از آن غفلت مي شود. به وبلاگ تان لينك دادم و خوشحال مي شوم شما هم همين كار را با وبلاگ من بكنيد!! |
|
ميرزا جان اين تاج زاده اسمش تاج دارد. يک عمامه زاده پيدا کن تا حرفش دنيا و آخرت ما را تضمين کند.راستی در ديم مبين ما دو بعلاوه دو هر چه بشود چهار نمی شود. بيخود سعی می کند دين ما را به تاراج ببرد اين آقا. شايد هم تاراج زاده بوده نه تاج زاده. البته من خيلی با زنده نگه داشتن اين نَهضَت موافقم. بقول امام بايد اصولا ما هر زمانی يک نهضت را زنده نگه داريم اما نَوََفهميم. باقی بقايت. -------------------- |
|
نه نمي دم... حتي اگه همونطور كه مطمئنم از اين بدتر هم بشه باز هم راي نمي دم |
|
يكی از بهترين و دقيقترين مطالبی بود كه در اين مدت خونده بودم. دستت درد نكنه. خير از جوونیات ببينی! |
|
سلام |
|
مساله اينه كه اونهائي كه راي نمي دن انقلاب مي خوان@ اينقدر ساده يا اينقدر جان به لب رسيده هستند كه آمريكا را به اينها ترجيح ميدن و بدبختانه تعدادشون به نسبت رياست جمهوري تصاعدي زياد شده |