هر از گاهی دلت نمی‌خواهد حرف بزنی و کسی هم نيست که بخواهد بشنود. ولی با وجود اينکه نمی‌خواهی حرف بزنی، نبودن کسی که بشنود، می‌شکندت.


گفته‌ها:

حقيقت واقعا تلخيه

سوده در ۱ اسفند ۱۳۸۵، ۱:۲۹ صبح


هيچ پيش نمي آيدكه دوست داشته باشيم كه شنونده اي نداشته باشيم؟

دل زده در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۱۱:۵۰ بعدازظهر


20 گفتي!

farzane در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۱۱:۱۵ بعدازظهر


خيلي خوب گفتيد.مرسي

hedieh در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۹:۵۶ بعدازظهر


فقط ميتونم بگم عالی بود. عالی!

sharto در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۹:۲۱ بعدازظهر


..... :)

مَلار در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۵:۵۷ بعدازظهر


آی گفتی! مسئله اينه که هيچ کاريش هم نميشه کرد!

روزهای بی خاطره در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۵:۲۱ بعدازظهر


هيچ ...

عادله در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۳:۱۶ بعدازظهر


ميرزا تو هم تنها هستی؟

sara در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۰:۴۷ بعدازظهر



سلام
ببخشيد ما داشتيم توی کوچه پشتی بازی ميکرديم که توپمون اشتباهی افتاد تو وبلاگ شما ميشه لطفا توپو بندازين تو وبلاگ خودمون!!!.
لينک وبلاگمونو براتون گذاشتم.مرسی.

پسر همسايه در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۱۰:۲۶ صبح


بد هم مي شكند!

ملكه اليزابت در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۱۰:۰۵ صبح


شايد هم موضوع حرف زدن نيست .

ام.تي.اچ در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۸:۵۷ صبح


بدتر از هر دوي اينها اينه كه كسي باشه اما بازم حس كني شنونده نداري

margerita در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۸:۵۶ صبح


ديشب خوابتو ديدم...

sefid در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۸:۴۴ صبح


اين همونه كه مولانا ميگه: دردي ست غير مردن
كان را دوا نباشد...

sun در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۷:۳۹ صبح


آی...آی...آی...
داغمو تازه کردی با اين تفاوت که من ميخوام حرف بزنم ولی کسی نيست...دارم ميشکنم...ايهی...ايهي|ايهي=صدای گريه|...
--اسپم:بلاگدونی از اين تريبون اعلام ميکند آهای اهالی پر جنب و جوش وبلاگستان بدانيد و آگاه باشيد که بلاگدونی خفت شما را بزودی می گيرد و افشاگری خواهد کرد... شايد نفر بعدی شما باشيد..

امين بلاگدونی در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۳:۱۹ صبح


بايد کسی باشد. که بخواهد بشنود. که نخواهی بگويی. و ميان خواستن او و نخواستن خودت، خواستن او را انتخاب کنی. و آن حس دوگانه بعدش... چرا شکستم سکوت را... چه خوب که شنيد..

آذين در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۱:۲۳ صبح


بنظرم اين يعنی علاقه به invisible بودن .باشی اما نباشی

... در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۱:۰۴ صبح


همين.

آرش در ۳۰ بهمن ۱۳۸۵، ۰:۴۳ صبح


هر از گاهی دلت نمی‌خواهد حرف بزنی و کسی هم نیست که بخواهد بشنود. ولی با وجود اینکه نمی‌خواهی حرف بزنی، نبودن کسی که بشنود، می‌شکندت.