از اين کشور زياد نوشتم، شايد چون هيچ‌جا اين‌همه طولانی علاف نمانده‌ام. اين يادداشت را می‌نويسم و تمام.
در ترکی استانبولی به بيمارستان می‌گويند «حاستانه». هميشه مشکوک بودم اين چه کلمه‌ای است. نه شبيه ترکی است، نه فارسی، نه عربی، نه انگليسی، نه فرانسه. اين‌جا روشن شدم. در اصل خسته‌خانه بوده (خسته به معنای مجروح بوده در اصل) و در نتيجه کلمه‌ای فارسی است. در ترکی استانبولی خ ندارند و خ‌ها تبديل می‌شوند به ح، مثلا به خليل می‌گويند حليل و قس علی هذا، خسته‌خانه شده حسته‌حانه و بعد حاستانه. چند بازی جزيی ديگر در ترکی استانبولی انجام شده و نتيجه اينکه همه موافقند ترکی استانبولی از ترکی آذربايجان يا ايران بسيار شيرين‌تر و گوش‌نوازتر است و مانند فارسی خودمان، اگر کسی زبان را نفهمد باز چندان ناهنجار نيست. برايم جالب بود يک خ چقدر موثر است.
ديروز روز شهدا بود. می‌گويند ۳۱ مارس ۱۹۱۸ ارمنی‌ها به آذربايجان حمله کردند و نسل‌کشی کرده‌اند. می‌گويند فقط در تفليس دوازده هزار نفر کشته‌اند. ديروز تلويزيون فيلم‌های قدپمی‌ای از جسدهای باقی مانده از قتل‌عام نشان می‌داد. می‌گويند اگر قرار است نسل‌کشی ارمتی‌ها (که اينجا می‌گويند دشمن ازلی بهشان) توسط ترک‌های جوان عثمانی در همان دوره به رسميت شناخته شود، اين نسل‌کشی نيز بايد مطرح شود. اين‌ها هنوز منتظر بازگشت قره‌باغ به آذربايجان هستند و در نقشه‌هايشان آنجا را هاشور می‌زنند و می‌نويسند تحت اشغال دشمن.
امروز آفتابی است و از بادی که باعث شده اينجا را بادکوبه بنامند (و بعد خلاصه شود به باکو) خبری نيست. مردم ريخته‌اند در کوچه و خيابان و اسکله پر است از دختر پسرهايی که با خجالت آميخته به سرکشی دست هم را گرفته‌اند.


گفته‌ها:

هر سال در همين ماه سالگرد كشتار وحشيانه ارمني ها به دست عثماني ها برگزار مي شه . مي دونستين ؟

هما در ۲۰ فروردين ۱۳۸۶، ۹:۳۹ صبح


آران چيز من در اوردي است تركها از درياي سياه تا چين هستند.و همه تركند

مهدي در ۱۵ فروردين ۱۳۸۶، ۷:۳۸ صبح


سلام
خوبه احمدي نژاد اونجا نيست كه بگه كشتاري در كار نبوده و همش يه افسانه اس
خوش بگذره افندي

هديه در ۱۵ فروردين ۱۳۸۶، ۰:۳۵ صبح


واقعا حيف که انقدر با ارمنی ها دشمنند. ارمنی ها آدمهای نازنينی هستند و دخترانشان هم خيلی ناز! اگر می شد بايد کاری ميکرديم زاد و ولد اينها در ايران بيشتر شود!

amir در ۱۴ فروردين ۱۳۸۶، ۴:۰۸ بعدازظهر


جالبه ! همه جا همه چيز وارونه است ف اصل داستان كجاست پس؟

Saltarello در ۱۳ فروردين ۱۳۸۶، ۷:۱۳ بعدازظهر


ميرزا پس عكس چي؟

احسان در ۱۳ فروردين ۱۳۸۶، ۱۰:۴۷ صبح


..موفق باشيد و شاد

شاهين در ۱۳ فروردين ۱۳۸۶، ۱:۵۰ صبح


اينا با تاتارا فرق دارن...خيلی خوشگلترن.

سامان در ۱۲ فروردين ۱۳۸۶، ۸:۱۲ بعدازظهر


دوست عزيز ! نام درست آذربايجان شوروی همان آران = اَران=شروان است ضمنا اگر چه که هم آنها هم آذری های ايران هم مردمان آناتولي=ترکيه همه ترک زبان شده اند از نژاد ترک نيستند درست مانند مصر و اردن و لبنان و سوريه که تحت استيلای عربها زبانشان عربی شد اما از نژاد عرب نيستند ... خلاصه ارانی ها را آذری نخوان و هيچکدام را هم ترک نخوان ...خدا چنگيز را لعنت کند

در ۱۲ فروردين ۱۳۸۶، ۷:۰۳ بعدازظهر


از این کشور زیاد نوشتم، شاید چون هیچ‌جا این‌همه طولانی علاف نمانده‌ام. این یادداشت را می‌نویسم و تمام.
در ترکی استانبولی به بیمارستان می‌گویند «حاستانه». همیشه مشکوک بودم این چه کلمه‌ای است. نه شبیه ترکی است، نه فارسی، نه عربی، نه انگلیسی، نه فرانسه. این‌جا روشن شدم. در اصل خسته‌خانه بوده (خسته به معنای مجروح بوده در اصل) و در نتیجه کلمه‌ای فارسی است. در ترکی استانبولی خ ندارند و خ‌ها تبدیل می‌شوند به ح، مثلا به خلیل می‌گویند حلیل و قس علی هذا، خسته‌خانه شده حسته‌حانه و بعد حاستانه. چند بازی جزیی دیگر در ترکی استانبولی انجام شده و نتیجه اینکه همه موافقند ترکی استانبولی از ترکی آذربایجان یا ایران بسیار شیرین‌تر و گوش‌نوازتر است و مانند فارسی خودمان، اگر کسی زبان را نفهمد باز چندان ناهنجار نیست. برایم جالب بود یک خ چقدر موثر است.
دیروز روز شهدا بود. می‌گویند ۳۱ مارس ۱۹۱۸ ارمنی‌ها به آذربایجان حمله کردند و نسل‌کشی کرده‌اند. می‌گویند فقط در تفلیس دوازده هزار نفر کشته‌اند. دیروز تلویزیون فیلم‌های قدپمی‌ای از جسدهای باقی مانده از قتل‌عام نشان می‌داد. می‌گویند اگر قرار است نسل‌کشی ارمتی‌ها (که اینجا می‌گویند دشمن ازلی بهشان) توسط ترک‌های جوان عثمانی در همان دوره به رسمیت شناخته شود، این نسل‌کشی نیز باید مطرح شود. این‌ها هنوز منتظر بازگشت قره‌باغ به آذربایجان هستند و در نقشه‌هایشان آنجا را هاشور می‌زنند و می‌نویسند تحت اشغال دشمن.
امروز آفتابی است و از بادی که باعث شده اینجا را بادکوبه بنامند (و بعد خلاصه شود به باکو) خبری نیست. مردم ریخته‌اند در کوچه و خیابان و اسکله پر است از دختر پسرهایی که با خجالت آمیخته به سرکشی دست هم را گرفته‌اند.