جيغ آن دختر از همه‌چيز و همه‌کس گذشت
چادر مأمور را دريد
خنده را بر لبان فرمانده‌اش خشکاند
نقاب‌شان را شکست
حالا مانده‌اند عريان و شرم‌زده از خود


گفته‌ها:

ميرزا جان سلام
ميرزا از شما بعيده...
شما هم گول اين منافقين رو خوردي ؟؟؟
اين يك حركت از پيش برنامه ريزي شده بود!!!
ميرزا فوژان بركش...
واي بر اين زمانه

دکتر جون در ۸ خرداد ۱۳۸۶، ۹:۳۱ صبح


يكي از دوستان مي گفت دختري را گرفته بودند. توي يكي از اين دخمه ها كه وارد شد گفته بود اگر آزادم نكنيد لباس ام رو در مي آورم. اين داستان ظاهرا تا مرحله ي مقنعه و مانتو هم مشاهده شده. از مابقي داستان خبري نداردم و اينكه چه بلايي سر دخترك آورده اند. فقط اگر همين مقاومت را در خيابان مي كرد به اندازه ي اين جيغ ها موثر بود. يا اگر اين كار را همه مي كردند...

نيما دارابی در ۹ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۴۸ صبح


...

مخلوق Creature در ۹ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱:۲۶ صبح


بسم الله
من نظر خاصي ندارم
اون فيلم اصلا قابل استناد نيست از كجا معلوم اين فيلم از يك كيف قاپ نبوده باشه؟! ما فقط زمان بردنش را ديديم نه دست گيري و دليل دستگيري را ...

------------
ميرزا: شايد هم به‌کل توطئه آمريکای خونخوار باشد و همه‌ی آن‌ها بازيگر هستند و بنز هم تقلبی است و اصلاً فيلم در برلين ساخته شده است؟
ول کن برادر، اصلاً يک چنين برخوردی نيازی به اثبات دارد مگر؟ بديهی است، روزمرگی‌مان است.

محمدمسيح در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۱۶ بعدازظهر


يک حرکتِ خاموش ...

aaber در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۰۶ بعدازظهر


زمانی می گفتيم همه جای ايران سرای من است، اما ايرانی که حاضر من را آنگونه که هستم بپذيرد آيا سرای من است؟

مريم در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۳:۴۱ بعدازظهر


عصباني ام و نمي توانم قلمم را كنترل كنم . همانقدر كه نمي توانم بعضي ها را در گونه آدميزاد قرار دهم .

roseola در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۵۸ بعدازظهر


شرم مال ماست ميرزا . شرم انساني ه . نبندش به هر دوپايي .

roseola در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۵۵ بعدازظهر


تنها اندوه و تاثر و زيرش هم محيطي آماده براي نفرت و ميل به خشونت تا هميشه حشم در مقابل حشم و دندان در برابر دندان باشد.از قرون وسطي تا به امروز حكايت ادامه دارد،

Anonymous در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۳۲ بعدازظهر


اليوم که در راه تشرف به شرکت معظم بوديم چنين صحنه ای را به عينه مشاهده فرموديم.نمی دانيم عيب کار کجاست .از ضعيفه های شهر يا از داروغه... علی ايحال خدا اخر و عاقبت اين ملک باقی را به عافيت بگرداند.

مخبر الملک در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۱۲ بعدازظهر


سلام،
مي‌شه لطفا بگيد، كتابي را كه در پست قبلي معرفي كرديد، از كدام انتشارات است؟
مرسي

------------
ميرزا: نشر پيکان، چاپ اول 1381
البته گمانم باز هم چاپ شده است.
http://www.adinebook.com/gp/product/9643282546

مهشيد در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۰:۵۸ بعدازظهر


خيلی وحشتناك بود...

ابوالفضل در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۴۱ صبح


من تازه باهاتون آشنا شدم توي مراسم قورباغه طلايي
نوشته هاي خوبي داريد
شايد بتونيم دوستاي خوبي باشيم

hadi در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۲۷ صبح


هنوز صداش توي گوشمه. قطعه زيبايي نوشتي.

mari در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۳۶ صبح


زياد خودتو ناراحت نكن ميرزا
به قولي
ميرزا زنده باد.....جنگل زنده باد!!!
في الواقع اسلام اگر در خطر نبود يك چيزي ولي در اين وانفسايي كه انگليساي بي ناموس تا دروازه قزوين پيشروي كرده اند و اسلام را تا حد بعيدي به خطر انداخته اند چگونه مي توان .......چي؟

آرش خراط در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۱۰ صبح


واقعا دمت گرم.منم از ديشب که اينو ديدم حالم بد جوری گرفتست.تازه به گمونم اين يکی رو بوده خيلی وحشی بازيشونو نشون ندادند.وای به حال امثال اين دختر پشت ديوارايی که فريادشون به جايی نمی رسه.وای به حال ما هم.

روزبه در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۹:۵۲ صبح


فكر ميكني واقعا اونها شرم زده ميشن؟

sun در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۷:۵۱ صبح


از ديشب تا حالا تو فكرشم!

AilAr در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۳:۴۷ صبح


چه بلند و رسا فرياد مي‌زد آن دختر، که مو بر بدنم سيخ مي‌کرد، هنگامي فرياد مي‌زد تا کي؟ تا کي؟

بابک در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۴۶ صبح


شايد چادر راحت دريده شود. اما تا زماني كه جيغ آن دختر، از قشر يخ زده مغز مامور نگذرد، او را مانده و شرم زده نخواهد كرد. او با لباسي از زره، عرياني خود را خواهد پوشاند. اما راهي هست كه آن جيغ چنين نفوذي پيدا كند. راهي هست.

عليرضا قراباغی در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۳۲ صبح


انگار اين صرفا تصوری بيش نيست... هيچ کس به فکر ماهی ها نيست ميرزا...

آذر در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱:۲۹ صبح


:) خيلي ممنون.

آسيه در ۸ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱:۲۵ صبح