انتخاب‌های سرنوشت‌ساز زندگی‌ آن‌طور که نوشته‌اند به اختيار نيست. شايد بگويند جبر، ولی اين جبر هم نيست. حوزه‌ی اختيار جای ديگری است. اختيار در حرکت‌های ساده و ريز است، در آن‌چه که به چشم نمی‌آيد، در روزمرگی‌ها. نتيجه آن لحظات بحرانی را همين انتخاب‌های ساده تعيين می‌کنند، روال زندگی را هم.


گفته‌ها:

احسنت

حورا در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۴:۴۳ بعدازظهر


چه بگويم ميرزا! زمانی راجع به اين زياد حرف زدم! اين را من جبر نسبيتی اسم می گذارم.

satgean در ۱۱ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۰:۵۵ صبح


سلام ميرزای عزيز

طبق تحقيقات من شما فردی با سواد،تحصيل کرده، شبه فيلسوف، و فرنگ رفته هستيد..آيا با من ازدواج می کنيد؟

--------------
ميرزا: دو نقطه دی

من در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۱۳ بعدازظهر


ميرزا تو رو خدا فونت نوشته هات رو عوض كن چشمامون در اومد.غالب قبلي بهتر بود.

---------------
ميرزا: روی آن دکمه خط در سمت چپ کليک بفرماييد.

azadeh در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۸:۰۰ بعدازظهر


"آيا حرکت بال پروانه در برزيل باعث به وجود آمدن گردبادهای عظيم در تکزاس می شود؟"
_عنوان مقاله ای از ادوارد لارنز (1972)

بچه معمار! در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۲:۱۸ بعدازظهر


من كه سوار شدم رو موج آب . . . نه اينكه تصميمي نگيرم . . . ولي خب . . .

frida در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۰۴ صبح


اگه اتفاقهاي بزرگ و مهم زندگي نتيجهء انتخابهاي كوچيك باشن پس نه اون اتفاقها مهمن و نه اين تصميمها جزيي و ساده!
پس چيكار كنيم ميرزا، كه درستترين تصميم رو بگيريم؟!

ليلا در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۰۷ صبح


شايد يه كم بي ربط باشه ولي يادم به اين تيكه افتاد با اين چيزي كه نوشتي:
زندگي ادمها به ندرت ميتونه از بيخ و بن عوض بشه و وقتي كه اين فرصت پيش مياد ما ادمها مشغول كاهلي هاي شيرين خودمون باقي ميمونيم!

من به اختيار اعتقاد ندارم. يعني تا حالا نشده يه موجود مختار ببينم!

sun در ۱۰ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۸:۱۳ صبح