- پدر، میشود از دراز کشيدن جلوی اون اتوبوس دست برداری؟
- تو دهه شصت نبودی. آن موقع ما مسايل را اينطور حل میکرديم.
Meet the Fockers
|
بسيار وبلاگ مختصر و جذابي داريد... |
|
اصلا اين رو فيلم به حساب نمی آرم. طوری sun بهش «خدا» لقب داد که به خدای ايشان هم شک کردم. ----------- |
|
سلام به شما |
|
جناب ميرزا خان پيکوفسکی ! اشاره ای شد به نوعی گيم که در ورقات اين عرصه ی بين المللی جديدا مرسوم گشته. از ما دعوت شد از شما دعوت می کنيم. منتظر می مانيم |
|
نمي دونم چرا تا حالا اينجا رو كشف نكرده بودم. واي چقدر نوشته داري كه من تا حالا نخوندم. واي ي ي ي چقدر كار دارم. |
|
و اما ميت د فاكر ميرزاي عزيز مي دانستي كه اين فرنگي ها هم در زبانشان كژتابي دارند؟...اين "فاكر" هم يك كژتابي داشت كه داستين هافمن با آن بسي حال كرد...و البته دنيرو در مصاحبه اش گفت كه انگار پيشنهاد اسم فيلم هم از داستين هافمن مادر مرده بوده. اميدوارم از رفتار پست قبلتان متنبه شده باشيد. روحتان شاد. |
|
اول از همه اينکه چشممون به جنالت و دندونا تر و تميز سفيدت تو سايت ارش روشن شد که جای بسيار خوشوقتی بود ..من هم می خواستم تو کامنت همون ازهوللل رو بنيوسم که يکی ديگه زودتر نوشته بود |
|
واي دوتاش خداست |
|
اين فيلم رو دوست دارم ولي اعتراف مي كنم اصلن اين ديالوگ يادم نبود ... |