«سينيورا، بين اطريش و ايتاليا بخشی از کوه‌های آلپ را سمرينگ می‌نامند. شيب بسيار تندی دارد و بر بلندی کوه‌هاست. بر اين کوه‌ها ريل‌ گذاشتند تا ونيز و وين را به هم متصل کند. آن‌ها اين راه‌آهن را کشيدند قبل از اينکه حتی قطاری وجود داشته باشد که رويش سفر کند. آن‌ها راه را ساختند چون می‌دانستند قطار روزی خواهد آمد...»
زير آفتاب توسکان


گفته‌ها:

حيف که تخيلات نوستالژيک هيچ وقت در آينده رخ نمی دن. و چيزی در ته دل آدم ميگه اگه امروز تغيير نکنی فردا مجبور می شی. مگر در مورد بعضی ها .

sahar در ۷ مرداد ۱۳۸۶، ۷:۴۷ بعدازظهر


آقايون...خانمها.....ما اسبابکشی کرديم.....بيايد پيش ما.....خوشحال ميشيم به خدا
http://hichkihichkas.blogfa.com/

hichki در ۷ مرداد ۱۳۸۶، ۲:۴۴ صبح


تازه، گمان‌ام حضرت ميرزا نخواسته‌اند که فی‌المثل، ايتاليا را هم «ايطاليا» بنويسند که، ديگر ما از غصه‌ و حس نوستالژيک هم‌چون برگ خزان از درخت زندگی بريزيم!

پ.ن. نوستالژی «ايطاليا» نوشتن را گمان نکنم حتّا خود ناصرالدّين صاحب‌قران هم به ياد داشته باشد از بس که قديمی ست و اصيل و احتمالاً شيک!

Asosh در ۷ مرداد ۱۳۸۶، ۰:۵۸ صبح


اين عکسه با اين نورش و اين خانم دايان لين محشر و اينکه شما اتريش را مث يک وقتهايی که اتاق، اطاق بود، نوشته ايد اطريش، حس عجيبی به آدم می دهد..

آذين در ۶ مرداد ۱۳۸۶، ۲:۰۹ بعدازظهر


مجله چلچراغ از اين ويلاگ نوشته بود

مهستا در ۶ مرداد ۱۳۸۶، ۱۱:۵۰ صبح


دمشون گرم

kasra در ۶ مرداد ۱۳۸۶، ۱۱:۳۸ صبح


چه مطلب قشنگي

لاغر در ۶ مرداد ۱۳۸۶، ۱۱:۳۲ صبح


چه مي‌توان گفت...؟ معركه است...

ماهان در ۶ مرداد ۱۳۸۶، ۱۰:۰۲ صبح



«سینیورا، بین اطریش و ایتالیا بخشی از کوه‌های آلپ را سمرینگ می‌نامند. شیب بسیار تندی دارد و بر بلندی کوه‌هاست. بر این کوه‌ها ریل‌ گذاشتند تا ونیز و وین را به هم متصل کند. آن‌ها این راه‌آهن را کشیدند قبل از اینکه حتی قطاری وجود داشته باشد که رویش سفر کند. آن‌ها راه را ساختند چون می‌دانستند قطار روزی خواهد آمد...»
زیر آفتاب توسکان