![]()
«...اينها خالکوبیهای زندانهای روس هستند. هر يک برای واقعهای مهم در زندگی. آنها داستان زندگيت را میگويند. اگر خالکوبی نداشته باشی، وجود نداری...»
هر گناه از خود ردی باقی میگذارد: Eastern Promises
|
خيلي جالب شد. من فرم كلي اين مفهوم را در xoph تثبيت كردهام. يك مجموعه كوچك در باره منطق شكل. اما اصل 101 ميمون گويا زودتر دست به كار شده. اصل جالبي است در باره همزماني درك يك اتفاق بدون درگيري مستقيم با آن. مفصل است. با ده از ده قبول دارم. |
|
وينسنت كسل بيشتر از خودش ادم را ياد بلوچي مي اندازد و واتس هم مالهالند لينچ را به ذهن مي آورد . دوست دارم زودتر تماشايش كنم... |
|
ببين مسئله بالا و پايين نيست . به آسانی هر چه تمام تر با شدت آنچنان که از گوش بزند بيرون قبولت دارم |
|
من اول ميرزا |