eastern_promises.jpg
«...اين‌ها خالکوبی‌های زندان‌های روس هستند. هر يک برای واقعه‌ای مهم در زندگی. آن‌ها داستان زندگيت را می‌گويند. اگر خالکوبی نداشته باشی، وجود نداری...»
هر گناه از خود ردی باقی می‌گذارد: Eastern Promises


گفته‌ها:

خيلي جالب شد. من فرم كلي اين مفهوم را در xoph تثبيت كرده‌ام. يك مجموعه كوچك در باره منطق شكل. اما اصل 101 ميمون گويا زودتر دست به كار شده. اصل جالبي است در باره همزماني درك يك اتفاق بدون درگيري مستقيم با آن. مفصل است. با ده از ده قبول دارم.
Approved Sir
با احترام
من

nergal در ۷ آبان ۱۳۸۶، ۸:۲۷ صبح


گناه فراموش نكردن اشتباهات زجر مداوم است

سبا در ۷ آبان ۱۳۸۶، ۷:۴۵ صبح


تاريخچه ي گناهان،دستهايت را كتيبه ميكند.

بن بست در ۷ آبان ۱۳۸۶، ۰:۴۲ صبح


وينسنت كسل بيشتر از خودش ادم را ياد بلوچي مي اندازد و واتس هم مالهالند لينچ را به ذهن مي آورد . دوست دارم زودتر تماشايش كنم...

ميعاد در ۶ آبان ۱۳۸۶، ۳:۳۳ بعدازظهر


ببين مسئله بالا و پايين نيست . به آسانی هر چه تمام تر با شدت آنچنان که از گوش بزند بيرون قبولت دارم

محمد رضا در ۶ آبان ۱۳۸۶، ۳:۱۳ بعدازظهر


من اول ميرزا
.
.
با يك گفته خالكوبي كردم پستت را
زندانيش نكن
حالا وجود دارد انگار
-اين بار-

121-121 در ۶ آبان ۱۳۸۶، ۰:۲۵ بعدازظهر


eastern_promises.jpg
«...این‌ها خالکوبی‌های زندان‌های روس هستند. هر یک برای واقعه‌ای مهم در زندگی. آن‌ها داستان زندگیت را می‌گویند. اگر خالکوبی نداشته باشی، وجود نداری...»
هر گناه از خود ردی باقی می‌گذارد: Eastern Promises