![]()
![]()
![]()
شايد بپرسی مگر يک آشپزخانهی پر سر و صدا و چند موش قهوهای و يک پادوی دست و پا چلفتی گيج و يک دختر آشپز فرانسوی بانمک و صد البته يک ستوننويس شکل عزرائيل چطور توانستند به قهقههات بياندازند و شبی را روشن کنند که روزش خوش نبود، جواب میدهم نمیدانم. میتوانی يک روز عصر که دلت گرفته بود «يتيمچه قرتي» را ببينی و شايد جوابت را بگيری.
دمنوشت: يتيمچه قرتی ترجمه منصورخان نصيری است از Ratatouille.
|
به جرات مي گم بعد از ســــــــــــــــــــــــال ها، والت ديسني به كمك پيكسار يك انيميشن فوق العاده دوست داشتني ارائه كردند!! ميدونم چندان خوشايندت نيست اما |
|
اگه يک بار ديگه به دنيا ميومدم و يک جای ديگه مثل اون آقاهه چشندهء غذا تو رستوران می شدم |
|
فردا از همين حالا براي ما مزخرف است .اين قرتي را كه فرموديد خواهيم ديد, باشد كه متحول شويم.راستي ما از قديم ترها اينجا را دوست ميداشتيم با اجازه تان. |
|
لحاظ ميكنيم به روي چشم . در اولين عصر ضد حال شبه هم جواب ميدهد اما ! |
|
سلام ميرزا آمدمت |
|
در روزهاي مسخرهاي كه حال زندگي ندارم، خواندن وبلاگ پيكوفسكي هم مزهاي داره عجيب!!!! ميزا خواننده مورد علاقهات داستايوفسكي است؟ |