دلخور که میشوم میگويم دست از سرم برداريد، خيلی وقت است ادعايی ندارم، نمیگويم دنيا آن طور میگردد که من فهميدهام. من روزی صد بار خودم را میشکنم که «من» نماند، که يقين نماند. دست از سرم برداريد با قضاوتهای تندتان، يکطرفهتان. دلخور که میشوم هوس میکنم فرار کنم گوشهای و برای دل خودم بگويم. میگويم با دنيای سادهی من چه خرده حسابی داريد؟ دست از سرم برداريد.
دمنوشت: اين نوشته خطاب به خوانندگانش نبود.
|
پس مي خواهي دست از سرت برداريم ، باشد ولي دلت برايمان تنگ خواهد شد ميرزا غرغرو |
|
می دانی مشکل کجاست ميرزا . من را می شکنی و می شکنی و می شکنی که من نباشد . وقتی من نماند به خودت می آيی می بينی دور و برت پر از "من" است . پر از "من" های گنده و هار ... پر از "من" های خودپسند ... پر از "من" هايی که آماده اند برای سر بودن خودشان تکه تکه ات کنند ... |
|
يا عمادمن لا عمادله |
|
اول پست را خواندم و بعد کامنت ها را. |
|
ميرزا جان ، اگر واقعاً راست می گويی، می توانی نظرگاه وبلاگت را به سادگی و با يک کليک ببندی. نيازی به انتشار اين پست نبود. ميرزا: اين نوشته خطاب به خوانندگانش نبود. |
|
ميرزا دنياي وبلاگيت و سر زدن بهش بخشي از زندگي من ، كاملا هم واضح ميگويم كه اين منيت را حس كني ، شده پس عزيز دل ذهنت را درگير كم اهميت ها نكن هرچند عقيده دارم هيچ چيز كم اهميتي وجود ندارد اما چيزهايي هست كه بايد ولشان كرد تا همانجور كه هستند بمانند ... رفتار ادم ها انقدر پيچيده و سردرگم هست كه فكر كردن در موردش به نتيجه اي جز سرگيجه نرسد. بعضي وقت ها ساده انگاري از هر چيزي بهتر است. بگذار عاقلان مرثيه شان را بخوانند و ما تخته نردمان را بازي كنيم |
|
سلام آميرزا . مدتهاست می خونمتون . بسيار زيبا می نويسيد . خوشابه حالتون و به حال ما . با سپاس . |
|
برای کمی آرام کردنت کل اين پستت را يک عدد سايکو آنالايز
از اين گفته معلوم است که مردی هستی که تمامی مدت سعی واويلا نه برای عکس العمل تو که فکر کنم اساسا انسان آرام و واويلا برای تعجب مشتی الاغ دور و برت که - وا ...چرا يهويکی و اين تعجب است که کونت را آتش ميزند مگه نه ورپريده ؟ ((خيلی وقت است ادعايی ندارم، نمیگويم دنيا آن طور میگردد که اولا صد باريک الله به تو که منيت را شروع کرده ای از خود راندن من يعنی ولی اما دوست من ....هيچ فقره ای دست از سر تو بر نميدارد مگر خودت اگر با فقرگان جی جی باجی بشوی به کارت فضولی ميکنند و همه تلاش نکته کليدی قطع رابطه با اين افراد است کسانی که ترا از راه دور می آزارند را از دفتر تلفنت کاملا حذف کن و اگر از توئی که بايد خود را رها کنی اگر هنوز از مونترال به گاسيپ ها و مسائل پتی بين دوستانت در ايران اين معنايش اشتباهی رفتن پروسه انتگراسيون با جامعه جديد است تو بايد مرتبا با قطع ارتباط با ايران به خود فرصت آزاد برای ايجاد رابطه لازم نيست رابطه اينترنتی ات را قطع کنی ميتوانی تصميم بگيری و ولی اما ما همگی مان خدايان و رب النوعان (( قضاوت )) هستيم قضاوت بهترين سر گرمی است مگه نه ؟
ديگه فکر نکنم از کانادا دور تر به ايران باشه ولی اما يادش به شر اميد ميلانی يادت است يک جمله امام را تو هم بهتر است بالای ورودی وبلاگت بنويسی: مادرش را گائيدم اگر در باره من قضاوت کند فکر کنم مردان ايرانی از ترس گائيده شدن مادرانشان و زنان ايرانی الهم صل الا ريدم به الکسی که الميرزا الپيکوفسکی را الجريحه الدار |