کم برگردان، فکر کنم زياد شد؛ در را بست... يک دو سه چهار، حالا صدايش آمد، گفتم زياد شد، برعکس بچرخان. صبر کن ببينم، ای بابا الان که صدای شکستن آمد بعد پارچ افتاد. نخير بايد خودم بيايم تنظيمش کنم، ميکائيل بيا اينجا بايست از لای ابر نگاه کن بيين کی درست میشود. بعد میگويند جبرئيل چرا اين همه سرش شلوغ است. اگر دستم بهش نرسد، هی میگويم دست به اين پيچ صدا نزن اسرافيل. آن دفعه هم خورده بود به پيچ زمان يک ميليون سال يک ربعه تمام شد. گيج است، گيج.
|
چه فايده! اسرافيل در صور دميد و همه گوشهايشان را بسته اند. به جاي پيچ صدا بايد پيچ گوش ما را تنظيم كند:) |
|
http://ghoneyrestan.blogfa.com |
|
گذران زمان توان درك آن را از آدم مي گيرد! |
|
بيچاره اسرافيل! مگر چه می شود؟! |
|
واقعا" گيجن اين فرشته ها!!!! |
|
ميرزا جان ، به جبرئيل بگو اين اسرافيل تا روز قيامت بيکاره. به همين خاطر به هر چه دستش برسه انگولک می کنه. دلم به حالش می سوزه. |
|
پيچ خورديم . به مقدسات قسم . ميرزا که يخ وبلاگهای لکنت زبان گرفته فارسی را شکستی توی اين زمستان سمج . بل که ترکانديد قربان |