هيچ‌کدام از مقاومت‌های مدنی يا نافرمانی مدنی يا هر چه در آن رده در مقابل ديکتاتوری نبوده است. گاندی، ماندلا يا لوتر کينگ همه در پی مبارزه با يک سيستم نيمه دموکراتيک بودند. مشکل حقی بود که بخشی از سيستم داشت و آنان نداشتند، در نتيجه کسی در وجود آن حق شکی نداشت، بحث در مورد اين بود که چه کسانی آن حق را دارند. در ايران کلمه حق بی‌معنی است که حال برای به‌دست آوردنش نافرمانی مدنی تجويز کنيم. انتخابات در ايران يک مسأله ساده مدنی نيست که به اميد احترام حريف به قوانين مدنی باشيم، يک جنگ است. پس از حمله‌ی دشمن هيچ‌کس جنگ را تحريم نمی‌کند، تحريم جنگ خودکشی است.