نفرت بر زمين باير می‌رويد. بر جنازه درختان سوخته، چشمه‌های خشک شده. نفرت هرگز به خواست جوانه نمی‌زند. برای همين حضورش غنيمت است. نفرت حقيقی است، يک محرک است. نفرت را بايستی از گزند تساهل‌ها و تسامح‌ها حفظ کرد، نگذاشت پليدی‌اش را هيچ عشقی بپوشاند. نفرت هرگز زمينی را ترک نمی‌کند، کتمان‌اش مکن، نفرت بورز. اين حق است.

نفرت بر زمین بایر می‌روید. بر جنازه درختان سوخته، چشمه‌های خشک شده. نفرت هرگز به خواست جوانه نمی‌زند. برای همین حضورش غنیمت است. نفرت حقیقی است، یک محرک است. نفرت را بایستی از گزند تساهل‌ها و تسامح‌ها حفظ کرد، نگذاشت پلیدی‌اش را هیچ عشقی بپوشاند. نفرت هرگز زمینی را ترک نمی‌کند، کتمان‌اش مکن، نفرت بورز. این حق است.