هدفی بايد، خدايی بايد، دليلی بايد. وگرنه تحمل اين همه رنج و اشک و سکوت کار آدمی نيست. حال که ديگر هيچ‌کدام نيستند، پس جان را بايد فروخت به جام‌های شراب، به تن دختران، به داستان‌ها.

هدفی باید، خدایی باید، دلیلی باید. وگرنه تحمل این همه رنج و اشک و سکوت کار آدمی نیست. حال که دیگر هیچ‌کدام نیستند، پس جان را باید فروخت به جام‌های شراب، به تن دختران، به داستان‌ها.